ایرانیان

متن مرتبط با «طمع» در سایت ایرانیان نوشته شده است

طمع

  • نیلوبلاگ

    شبلی عارف معروف؛ به مسجدی رفت كه دو ركعت نماز بخواند. در آن مسجد كودكان درس می خواندند و وقت نان خوردن كودكان بود. دو كودك نزدیك شبلی نشسته بودند. یكی پسر ثروتمندی بود و دیگری پسر فقیری. در زنبیل پسر ثروتمند پاره ای حلوا بود و در زنبیل پسر فقیر نان خشك. پسر فقیر از او حلوا میخواست. آن كودك می گفت: اگر خواهی كه پاره ای حلوا به تو دهم، سگ من باش و چون سگان بانگ كن. آن بیچاره بانگ سگ كرد و پسر ثروتمند پاره ای حلوا بدو می داد. باز دیگر باره بانگ میكرد و پاره ای دیگر می گرفت. همچنین بانگ می كرد و حلوا می گرفت. شبلی در آنان می نگریست و می گریست. كسی از او پرسید: ای شیخ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    طمع شديد | طعم گیلاس | طعم شیرین خیال | طعم گیلاس دانلود | طعم شیرین رمان | طعم مر بالانجليزي | طعم گیلاس نقد | طعمه ماهی کپور |